فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
262
چهارده رساله ( فارسى )
بدان كه نفس باقى است و برو فنا متصوّر نشود زيرا كه علّت او كه عقل فعّال است دائم ماند پس معلول بدوام او دائم ماند و چيزى نيست منطبع در محلّى تا آن محلّ را هيأتى ديگر حاصل شود كه او را باطل كند تا آن استعداد بودن آن درو زايل گردد همچو گرم شدن آب كه چون سخت گرم شود صورت آبى را باطل گرداند و استدعاء حصول صورت هوائى كند و چون نفس محل ندارد و جوهرى مباين است اجسام را « 1 » از بطلان جوهرى ديگر مباين عدم او لازم نيايد و فى الجمله بميان مرگ
--> ( 1 ) - اختلاف در حقيقت روح بسيار است و نيز در چگونگى علاقه آن به بدن نظرهاى مختلف دادهاند ولى قدر مسلم اين ستكه ميان روح و بدن علاقه و ارتباط محكم است بدرجه كه برخى معتقد شدند بوحدت روح و بدن ولى اين فكر را سخيف دانسته اعلام محققان بطلان اين سخن را اعلام نمودند بديهى است احكام احد المتحدين يسرى الى الآخر قواى روحانى و جسمانى در يكديگر مؤثر هستند در تشريح و وظايف الأعضاء ادله بسيارى در روابط اين دو و تأثير هر يك در ديگرى بدست مىآيد كسانى كه كور يا كر به دنيا آيند و مادرزاد محروم از چشم و گوش باشند از معلومات مربوط به اين دو حس نيز محروم شوند و اگر از تمام حواس بىبهره بود از همه علوم بىبهره خواهد ماند حكما گويند من فقد حسا فقد فقد علما تأثيرات جسمى ملكات روحانى تشكيل ميدهد و انسان را داراى علم و معرفت و عزم و اراده ميسازد ساختمان مغز و سلسله اعصاب در تشكيل مبانى اخلاقى و عواطف و احساسات تأثير مهم دارد و زن مغز زن و مرد يكسان و مساوى نيست و لذا در فكر و قواى دماغى و اخلاق نيز متفاوتاند سلامت جسم در سلامت روح تأثير مهم دارد از دير زمان حكماء يونان ميگفتند عقل سالم در بدن سالم است در كتب كلامى متكلمين اسلامى تصريح كردهاند كه اولين شرط و پيغمبر و امام سلامت اعضا و جوارح است پيشواى دين امام باشد يا پيغمبر نبايد نقصانى در اعضا و اندام او باشد در موقع ترس رنك زرد مىشود و دل مىطپد و اعضا ميلرزند از خشم رنك چهره برافروخته و حركت خون سريع در حال غم قيافه دژم مىكند و چهره درهم مىشود و صورت منقبض ميگردد و سرور و خوشى بدن را صحت و نشاط مىبخشد كارهاى فكرى بدن را بقيهء حاشيه در صفحهء بعد